MindMap Gallery نظام إدارة الجودة الشاملة
هذه الخريطة الذهنية، التي تم إنشاؤها باستخدام EdrawMind، تعرض نظام إدارة الجودة الشاملة. وهي تغطي مختلف جوانب الجودة مثل التخطيط، التنفيذ، التحقق، والتحسين المستمر. تشمل فروع الخريطة مفاهيم مثل سياسة الجودة، أهداف الجودة، إجراءات التشغيل القياسية، التدقيق الداخلي، ومراجعات الإدارة. كما تتناول أدوات وطرق تحليل البيانات لضمان الجودة، وتشجيع ثقافة الجودة في جميع مستويات المنظمة.
Edited at 2025-08-29 14:25:56عدل
1. مقدمه
1.1. سیر تاریخی شبهات عدل و مقایسه آن با شبهات توحید
شبهات فرادینی
تفاوتهای عالم تکوین
بلایا و مصیبتهای فردی و اجتماعی
ستمگری انسانها
شبهات دینی
حضور و یا عدم حضور خدا در عالم نسبت به شبهات فرادینی
شرایع
احکام نامعقول
مجازات های دنیوی نامعقول
مجازات های اخروی نامعقول
خلقت بدون اجازه
1.2. فراگیری و جهان شمولی شبهات عدل
1.3. رویکردهای کلی در مواجهه با شبهات عدل
جهان بی تدبیر و پوچ گرایی
سازگاری
نظام احسن
حکمتهای پنهانی
حکمتهای عقلانی و قابل تجربه
2. حکمت متعالیه
2.1. مقدمه
تمام حقایق عالم مبتنی بر نظام علیت به واجب الوجود باز می گردد
افعال انسانها منجمله ستمگری آنان نیز مبتنی بر نظام علیت به واجد الوجود باز می گردد
سامان یافتن نظام احسن به تبیین دوجانبه فعل خدا و فعل انسان و ارتباط بین این دو منوط می شود
2.2. تبیین نظام فعل الهی و نظام فعل بندگان
نظام افعال خدا
واجب الوجود بالذات، واجب الوجود من جمیع الجهات است
علم و مشیت و اراده، ذاتی خداست و لایتغیر
افعال خدا، ازلی و ابدی است و هرآنچه که در نظام شریف ربانی (علم بیکران الهی ) معلوم است علی سبیل البت و اللزوم یا محقق شده یا خواهد شد.
نظام افعال بندگان
مقدمه
تعریف وجود و ماهیت
تباین وجود و ماهیت
اصالت وجود و اعتباریت ماهیت
مواد ثلاث
عالم ذهن
عالم خارج
نظام علیت
ضرورت و سنخیت
نفی نظام صدفه
نظام صدور افعال انسان
افعال اختیاری
سیر تکوین تعریف فعل اختیاری
فعل مبتنی بر علم و اراده
فعل مبتنی بر مبادی خمسه
تعریف مبادی
غیر اختیاری بودن مبادی
نواقص و معایب دو تعریف
در مورد خداوند صادق نیست
وجود داعی خارج از ذات
تعریف قدرت
امکانی بودن مبادی که با واجب بودن خدا سازگار نیست
تعریف جامع
نقد فلاسفه از تعریف متکلمین در مورد فعل اختیاری
افعال غیر اختیاری
شبهات وارد بر دیدگاه فلسفی از منظر فیلسوفان
شبهه مبنایی
صورت شبهه
وجود، علم و اراده در نظام علیت به واجب الوجود باز می گردد و علت بعید در فاعلیت نسبت به علت قریب اولویت دارد
جبر فلسفی
پاسخ شبهه از منظر فیلسوف با عنایت به روایت لاجبر و لاتفویض
شبهات مبتنی بر تالی فاسدهای تعریف فلسفی از فعل اختیاری = شبهات بنایی
شبهه یک
صورت شبهه
لغو بودن ارسال رسل و انزال کتب
پاسخ شبهه
ارسال رسل و انزال کتب، جزء علل معده هستند
شبهه یک-یک
صورت شبهه
ارسال رسل و انزال کتب برای عاصیان لغو خواهد بود
پاسخ شبهه
رحمت خدا عام است
عصیان با ارسال رسل، محقق می شود
شبهه ثواب و عقاب
صورت شبهه
ثواب و پاداش لغو و عقاب، ظلم می شود
پاسخ شبهه
ماهیات، به اقتضای ذات خود که محدودند مجمعی از خیر کثیر و شر قلیل هستند، لذا عذاب جهنم بروز همان شر قلیل است که قسری است یعنی هم کم است و هم کوتاه و لذا جهنم پس از مدتی خاموش می شود
ثواب و عقاب همان عمل مطیع و عاصی است منطبق بر ذاتیات او، فلذا کاملا عادلانه است
اعمال مطیع و عاصی در دار دنیا ملکه نفسانی او را آشکار می کند و آنچه در قیامت می بیند، چیزی جز خودش که به صورت ملکه نفسانی بروز کرده است نیست.
شبهه شرور
الف
صورت شبهه
شرور بندگان و انتساب آن در نظام علیت به خدا
پاسخ شبهه
دیدگاه ثنویه
اهورا مزدا، یزدان، اهریمن و کارگزارانشان
نقد فیلسوف به پاسخ مجوس
دیدگاه منتسب به ارسطو
تقسیم عقلانی ماهیات به پنج دسته و بررسی ماهیات واجب الصدور
جمع بندی : توجه بیشتر به وجدان حسی و ضعف شدیدتر در استدلال فلسفی
نقد : مسکوت ماندن علت شر قلیل در ماهیت
دیدگاه منتسب به افلاطون
عدمی بودن شر و در نتیجه بی علت بودن آن
تنبه به عدمی بودن شر در پرتو مقایسه درجات مختلف وجود
جمع بندی : بی توجهی فراوان به وجدان حسی و قوت بیشتر در استدلال فلسفی
نقد : مسکوت ماندن شرور وجودی
دیدگاه ملاصدرا
ذاتی بودن شر برای تمامی مخلوقات
از بین رفتن قبح شر
انحصار ماهیات به ماهیت خیر کثیر و شر قلیل در تقسیم بندی ارسطو و نفی سایر اقسام
توضیح شری که در ماهیت دیده می شود : از آنجایی که ماهیت همان حد وجود است و شر همان نقص است پس شر ذاتی ماهیت عبارت است از نقصی که در یک ماهیت خاص نسبت به ماهیت بالاتر از آن مقایسه می شود فلذا در اینجا شر منحصرا عدمی است
شرور دینی اعتباری هستند (حلال و حرام)
ب
صورت شبهه
حوادث طبیعی و تبعیض ها و شرور تکوین
پاسخ شبهه
نظام عالم، نظام کون و فساد است پس واقعیات آن در کنار یکدیگر دیده شوند
ج
صورت شبهه
حکمت خلقت شیطان
پاسخ شبهه
تعالی مومنان
شبهه چهار
الف
صورت شبهه
لغو بودن دعا
پاسخ شبهه
دعا، جزء علل معده است
ب
صورت شبهه
دعا تاثیر سافل در عالی است، لذا باطل است
پاسخ شبهه
اجابت دعا، کار فرشته ای به نام اسماعیل مجیب الدعوات است
شبهه پنج
تعریف فیلسوف از بدا
صورت شبهه
غیر ممکن بودن بدا
پاسخ شبهه
بدا اظهار ما کان مخفیا است که فعل نفس فلکی یا فرشته است
شرح : با استفاده از دو لوح قضا (علم کلی) و لوح قدر (علم جزیی)
شبهه شش
تعریف فیلسوف از تردد
صورت شبهه
غیر ممکن بودن تردد
پاسخ شبهه
تردد فعل نفس فلکی است و مبتنی بر علم ناقص اوست لذا ضرری به نظام علیت نمی زند
3. عرفان
3.1. با عنایت به یگانگی و یکتایی دو مقام احدیت و واحدیت
تفکیک فعل و فاعل و مفعول باطل است
اصطلاح جبر و تفویض و اختیار سالبه به انتفاء موضوع است
جمیع شرور در عالم مظاهر اسما جلالند که برای اهل فرق، خوشایند نیست در حالی که در باطن خیر محضند
اعیان ثابته در طی قوس صعود و نزول به جایگاه مقتضای ذاتی عین ثابت باز می گردند، لذا جهنم برای گروهی از اعیان عذب و گواراست و بهشت نیز برای گروهی دیگر.
4. کتاب و سنت
4.1. تنبه به حقیقت فعل
اصل عقلی : فعل به معنای عام همیشه نیازمند فاعل (خواهنده) است
برای تنبه به این اصل : ما فعل بدون خواهنده نمی یابیم
سهم خواهنده در تحقق فعل چیزی جز همان خواستن نیست
کنه فعل همان خواستن خواهنده است
در تنبه وجدانی در افعال خودمان: خواستن همان حرکت یا خیزش یا توجه یا رای نفس و بدن است
برای تنبه به این اصل: افعالی که فاعل آنها را نمی یابیم مشابه هایی دارند که فاعل آنها یافته میشوند کوه مصنوعی باران مصنوعی
شبهه : ما افعالی داریم که در آنها خواستنی برای خودمان نمی یابیم
این تغییرات مجازا افعال ما نامیده میشوند در حالی که در حاق واقع انفعالات ما هستند و البته افعال دیگرانی غیر از ما
اصولا تعبير فعل غير اختيارى تناقض عقلی است
4.2. انواع فاعل
حر
عبد مکلف = مختار
4.3. انواع حالات فاعل
مبسوط الید ؟
غیر مبسوط الید ؟
مجبور
جبر عرفی ( برخلاف معنای مصطلح و ساختگی جبر فلسفی که همان انفعال است : غلبه مشیت دیگری بر مشیت فاعل به قهر
مضطر
اضطرار : استطاعت فاعل منحصرا بر انجام و ترک یک فعل
مکره
اکراه : واقع شدن فاعل در مخالفت بین حکم عقل و خواهش نفس
انواع فعل
4.4. فاعلیت خداوند متعال
حر آیتی است از حریت خدا آنگاه که نه مجبور و نه مضطر و نه مکره است
4.5. فاعليت مخلوقات
عبد مختار آیتی است از عبودیت خلایق نزد خداوند متعال آنگاه که نه مجبور و نه مضطر و نه مکرهند
4.6. نسبت خداوند با مخلوقات در فاعلیتشان
نسبت خداوند با مخلوقات در تکون و تحقق هر فعلی
نفی تفویض در دو صورت توفیق و خذلان
نسبت خداوند با مخلوقات در پرتو عبودیت
سوال اول: آیا ارسال رسل و شرایع و وعده بهشت و جهنم عبد را به عبد مجبور تبدیل نمیکند؟ (شبهه عرفی جبر)
الف : شبهه جبر زمانی مطرح است که مشیت قاهر در عرض مشیت فاعل باشد و این به نوع مالکیت قاهر و فاعل بر می گردد
ب: در صورتی که قاهر مبتنی بر علم کامل هر آنچه از فاعل طلب میکند به صلاحدید واقعی او باشد عرف عقلا این عمل را نصیحت و قاهر را مشفق ناصح میداند نه مجبر
ج: اصولا اگر بهشت و جهنم پاداش و عقاب اعمال نباشد بلکه حضور آن جهانی خود عمل فاعل باشند دیگر سخنی از جبر باقی نمی ماند
سوال دوم : چرا خداوند متعال در نظام خلقت خود افعال را دوگونه قرار داد که برخی صورت اخروی بهشتی و برخی صورت اخروی جهنمی داشته باشند.
الف : خداوند متعال نسبت به بندگان بسیار مهربان است لذا آنان را جزو مخلوقات باقی قرارداده است و نه فانی
از سر لطف، بهره مندی آنها را در بقایشان به مدیریت و تصمیم خودشان وانهاده است
ب : از سر مهربانی بستر هر نوع لذتی را فراهم کرده است: لذتهای محض / لذتهای ابدی با سختیهای اندک / سختیهای ابدی با لذتهای اندک
ج : خداوند متعال توسط عقول و انبیا گروههای فوق را به انسانها معرفی کرده است.
د: هر انسانی از سر اختیار خود هر کدام را که بخواهد برمی گزیند
مبتنی بر همان لطف الهی اعمال انسانها را نیز باقی قرار داده است
جمع بندی: بهشت و جهنم آینده ابدی است که هر انسانی به شخصه و تنها با تصمیم فردی خود برای خود می سازد
سوال سوم : آیا اقتضای لطف خدای کریم این نیست که اگر بنده ای را آفریده و به او نعمتها عطا کرده، او را در استفاده از نعمتها آزاد گذارد؟
پاسخ : از آنجا که بندگان چیزی جز فقر ذاتی ندارند و نعمات الهی لا یتناهی است، خداوند متعال وقتی نعمتی به بنده ای عطا می کند، زمینه حسادت و تکبر باز می شود آنگاه بنده ای که حسادت می ورزد حکیمانه نیست که مشابه بنده ای که حسادت نمی ورزد، متنعم باشد لذا بهره وری از نعمتهای الهی مبتنی بر سنت امتحان در دار دنیا پی ریزی شده است
طراحی امتحان بر مبنای نفی تفویض
نفی تفویض یک
ارسال رسل و انزال کتب + عقل
نفی تفویض دو
قادر و مستطیع کردن انسانها بر بندگی
معنای استطاعت و تفاوت آن با قدرت
جایگاه قدرت و استطاعت نسبت به فعل
سوال چهارم : آیا خلقت جهنم از سوی خداوند متعال حکیمانه است؟
1. کنه ما فقر مطلق است 2. فقیرتنها با دارایی و نعمت، خشنود و ملتذ می شود 3. لذتها اطوار گوناگون دارند، لذا نعمتها متفاودند. 4.برترین لذتها دارای دو ویژگی ابدی بودن و عاری از الم بودن هست. 5. خداوند متعال انسان را برای بقا آفریده است. (خلقتم للبقا لا للفنا) 6. از باب لطف نعمت او (که چیزی جز همان عمل انسان نیست) را هم ابدی قرار داده است. ( والله خلقکم و ما تعملون) 7. لطف عظیم تر خدا آنست که انتخاب لذتهای ابدی را به عهده خود انسان قرار داده است. 8. ارسال رسل و انزال کتب برای آنست که انسان بداند که چه عمل دنیوی (فنایی) انجام دهد، خداوند متعال آنرا به چه نعمت و لذتی و یا نقمت و المی در آخرت (بقایی) تبدیل می کند. 9. نعمتهای بهشتی زاییده تلاش انسان در طریق بندگی خدا می شود و عذابهای جهنمی ناشی از انتخاب انسان در معاصی است که همراه لذت زودگذر دنیایی است. 10. پس خلق بهشت و جهنم لطف خداست و آنچه که نصیب انسان در بهشت و جهنم می شود، فعل خودماست نه مجازات الهی
زیرسوالها
سوال چهارم الف : عذاب کردن ظالمی که در دنیا به مظلومی ستم کرده در آخرت چه نفعی برای مظلوم دارد؟ (اصولا جریمه برای پیشگیری مجرم از جرم یا حداقل دیگران از جرم می باشد)
الف. ظالم در قبال ظلم به مظلوم، لذتی را برده و مظلوم دچار الم شده و خداوند متعال از روی عدل در آخرت، آن ظالم را دچار الم و به مظلوم نعمت می دهد ب. سختی مظلوم مومن در دنیا، کفاره گناهان او می شود و مظلوم کافر یا آغاز عذاب قبل از اخرت هست یا باب تنبه به ایمان. و مستضعف؟ ج. برخی از این سختی های دنیا، چه برای مومن و چه کافر و چه مستضعف می تواند به دنبال امتحانات عالم ذر باشد.
سوال چهارم ب : چرا انجام ندادن احکام فردی الهی منتهی به عذاب می شود؟ آیا خداوند متعال از عذاب کردن بنده ای که نماز نخوانده لذت می برد؟
الف. انجام ندادن احکام فردی منحصرا دارای آثار فردی نیست بلکه دارای آثار اجتماعی نیز می باشد که برخی برای ما مشهود نیست و برخی مشهود است، مثل تکذیب نبی یا حجت خدا و یا استهزا شریعت الهی.
سوال چهارم ج : چرا خداوند متعال همگان را به بهشت نمی برد؟ حال هر کسی که بندگی او کرد از نعمتهای بیشتری برخوردار شود؟
الف. هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعملون ب. خداوند برای آیت قراردادن عظمت خودش، به انسان اجازه مخالفت و ستیزه با خدا را نیز داده است که در این صورت بهشت بردن خلاف عقل و عدل خواهد بود.
سوال چهارم د : چگونه معاصی محدود دنیوی خلود در عذاب به دنبال دارند؟
الف. برخی از اعمال ابدی هستند مثل هرگز از تو راضی نخواهم شد یا همیشه تو را دوست خواهم داشت. ب. جرایم انسانها، نسبت به یکدیگر، مبتنی بر عظمت آنها دارای جریمه می شود ( مجرم علیه کوچک، جریمه کوچک و مجرم علیه نامتناهی (مانند چهارده معصوم)جریمه نامتناهی به دنبال دارد. خداوند متعال متباین با خلق است، پس جریمه معصیت او نیز متباین با جریمه معصیت مخلوقات است، لذا جریمه یک معصیت خدا باید نا اندازه مند (نه محدود قابل شمارش و نه نا محدود غیر قابل شمارش باشد) و لذا هر نوع عذابی، چه محدود و چه نامحدود از آنجا که اندازه مند است، در شان معصیت خدا نیست، پس خلود در جهنم به لطف الهی جریمه ای بسیار بسیار حقیرتر از آنی است که باید باشد.
سوال چهارم ح : چرا در نصوص دینی عذابهای اخروی بسیار شدید و مشمیز کننده و تهوع آور و در عین حال نامتناسب با گناهان معرفی شده است؟
الف. عذابهای اخروی، دارای حقایقی عظیم و شدیدتر از آنی هستند که در تخیل دنیوی انسان بگنجد، لذا خداوند متعال برای تنبه انسان به بدترین و مشمیز کننده ترین مثالهای دنیوی تقریب به ذهن را ایجاد کرده است. (نقش بازدارندگی) ب. اگر معرفت به حقایق عالم آخرت را به انسان عطا کنند (عین الیقین یا حق الیقین) انسان خواهد یافت که این تعابیر دقیقا به همان حقایق اشاره می کند (علم و معرفت حقیقی).
سوال چهارم خ : چرا خداوند متعال که انسانها را امر به گذشت نسبت به ظلمهای یکدیگر می کند خود در مقابل معاصی بندگان گذشت نمی کند
الف. خداوند متعال، راههای گوناگون برای عفو و گذشت از معاصی چه در دنیا و چه در آخرت قرار داده است : توبه - کفاره - شفاعت - دوستی و محبت - ده برابر بودن ارزش حسنه نسبت به سییه - معفو بودن اغلب سییات در مقام نفس ب. عفو کردن از جانب ما حسنه ای است که سبب غفران ذنوب خودمان می شود، اما عفو کردن همه گناهان همه انسانها سبب نقض امتحان و خلاف عدل الهی می شود. مثال معلمی که به همه دانش آموزانش بیست می دهد.
سوال پنجم : تبعیضات و شرور
مقدمه : توجه به این نکته که مواجهه با فرد مبتلا به بلیه با مواجهه با فرد مستشکلی که شبهه در ذهن دارد، تفاوت بنیادی دارد
نحوه مواجهه با فرد مبتلا
مدد رسانی به فرد مبتلا به هر میزان که امکان پذیر است، فارغ از دین و آیین و مذهب
اظهار همدردی و تسلی خاطر دادن به فرد مبتلا
پرهیز از طرح پاسخ های مربوط به حکمتها جز در زمانی که فرد مبتلا آمادگی پذیرش و شنیدن دارد
نحوه مواجهه با فرد مستشکل که طی سوالات آینده مطرح می شود
سوال پنجم الف : چرا خداوند متعال در خلقت انسانها تبعیض قائل شده است؟
در مقام جحود و انکار : طلبکار نیستیم و حقی بر گردن خدا نداریم
در مقام بیان حکمت
میزان دارایی ما، مبتنی بر به دست آوردن بهترین نتیجه در امتحان الهی (بدون آنکه امتحان لغو شود) است
تبعیض ها باعث گشودن باب مناجات با خدا و بهره مندی از بالاترین لذتها که معرفت الله است، می شود
با نظر به گذشته زندگی، همیشه خدا را بهترین مقدر برای خود (معرفتا) می یابیم و با نظر به آینده خداوند متعال را قادر بر هر کار، وجدان می کنیم
سوال پنجم ب : اگر تقدیرات همه امور به دست خداست، منشا بلاهای فردی چیست؟
برای مومنان
کفاره معاصی = عقاب تنبیهی
تبصره : در صورتی که مومن در برابر بلایی که کفاره معصیت اوست، بندگی پیش گیرد موجب قرب بیشتر او نیز می کردد
طرق بندگی در مواجهه با بلا
استغفار
نوع استغفار، مبتنی بر میزان معرفت است
مراتب استغفار، 1. ندامت قلبی 2. ندامت لسانی 3. ندامت عملی جوارحی 4 توبه نصوح
شکر
حقیقت شکر = تمام نعمت = کنه عبودیت
با کم و زیاد شدن نعمت، عقلا شکر افزون می گردد.
مراتب شکر 1. خضوع قلبی 2. خضوع لسانی 3. خضوع جوارحی
صبر
صبر به منزله حقیقتی تلخ و شیرین و آیت و علامتی برای خوف و رجا
فرد صبور، طالب فرج و نعمت است نه طبلکار
برای غیر مومنان
آثار سوء اعمال قبیح
عقاب تعذیبی اعمال قبیح
معصومین
باب اظهار بندگی نسبت به خداوند متعال در جمیع شرایط به جهت کسب مقام قرب
سوال پنجم ج : چرا خدا بلایای دسته جمعی تقدیر می کند؟
حکمتها
گنه کاران که مستحق عقوبتند
غیر گنه کارانی که به فعل گنه کاران راضیند = تارکین امر به معروف و نهی از منکر(معمولا بیشتر از دسته گنه کارانند)
تبصره : امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف نه امر به حق نهی از منکر و نه نهی از باطل
مراتب امر به معروف و نهی از منکر
عمومی و همیشگی : انکار و تنفر قلبی
مشروط : 1. لسانی (به شرط احتمال پذیرش) 2. عملی و جوارحی ( قدر متیقن آن در زمان حکومت امام حق است)
کسانی که آجالشان رسیده است
واتقوا فتنه لا تصیبن الذین ظلموا منکم خاصه ؟
سوال پنجم د : آیا خلقت شیطان و بازگذاردن دست او در وسوسه آدمیان خلاف حکمت، رافت و رحمت پروردگار نیست؟
تنبه به این نکته که افعال خدا چرا و علت ندارند بلکه حکمت دارند
حکمت اول : خود خلقت شیطان، آیت شدت لطف و رحمت خدا
حکمت دوم : توبیخ خدا به شیطان از جهت یاس از رحمت خداست و این یعنی راه برای او بسته نیست
حکمت سوم : شیطان هیچگاه ما را وادار به معصیت نمی کند چرا که به ضرر خود اوست؛ اما خدا به همین بهانه الطاف ویژه ای در برابر وسوسه های او به بندگان می نماید (اشاره به روایات مربوط به حضرت آدم. یجری مجری الدم)
نکته تکمیلی : هر گناهی استطاعت نیاز دارد و فاعلیت. دست خدا باز است که به سبب استطاعت گناه را منحصرا به شیطان نسبت دهد یا به سبب فاعلیت به ما هم نسبت دهد
نکته جنبی و پایانی : و مکروا و مکرالله. شیطان از ایادی خدا نیست اما خارج از سلطنت خدا نیست
سوال پنجم ح : حال که خداوند متعال بر بندگان مسیطر است، چرا جلوی اعمال شرشان را نمی گیرد
سوال پنجم خ : جهنم شر قطعی و خالص است، چگونه خداوند آنرا آفریده است
سوال پنجم ز : با توجه به شر بودن زندگی دنیا در تلقی برخی از انسانها چرا خداوند متعال آنها را مبتلا به این شر کرده است
سوال پنجم ط : حدود و تعزیرات از جمله شرورند که خداوند امر به آنها کرده است، چرا؟
سوال پنجم ی : احکامی مثل جهاد در راه خدا که مستلزم شر فراوان مثل کشته شدن یا نقص عضو هستند، چه حکمتی دارد
سوال پنجم ک : چرا خدا ظالمی را بر مظلومین مسیطر می کند.
آیات رافت و رحمت الهی در دار دنیا برای بندگان
گشودن باب دعا
مقدمه
معنی دعا : توجه به این نکته که در دعا درخواست تغییر مشیت الهی محور و البته مستتر است و الفاظی که به عنوان خوانده می شوند، بروز همان حالت وقوف عند الربند...
دعا، برترین عبادت است عابد : اولا باید عجز و ذل خود را پذیرفته و به درگاه خدا روی آورد (طالب باشد نه طلبکار) ثانیا از امید بستن به غیر خدا ثالثا : به تقدیر خدا راضی باشد نتیجه این سه عبودیت کامل می شود.
موضع دعا برای بنده نسبت به پروردگار جایگاه اعطای بزرگترین معرفتهاست و البته زمام آن به دست پروردگار است که چه عطا کند، چه عطا نکند و چه به گونه ای دیگر عطا کند، به بنده خود معرفتی عطا می کند که من همان پروردگار مجیب الدعواتم و معطی السولات و مجیب الدعواتی من به هر سه آن حالات قابل آشکار شدن است
شبهه معارفی دعا و بدا : آیا خداوند متعال به بدایی که خواهد کرد، علم داشته است؟
تذکر : شبهه فلسفی دعا و بدا ( تغییر مشیت مستلزم تغییر علم و آن نیز مستلزم اولا جهل خدا و ثانیا در ترکیب در ذات خداست) در فضای معارفی جای خود را به شبهه فوق می دهد
تغییر مشیت الهی هیچ تاثیری در علم پروردگار ندارد
الف. تباین عالم بودن خدا با عالم بودن مخلوقات ب. آیت بودن عالم بودن مخلوقات برای عالم بودن خدا ج. دو حیث عالم بودن برای مخلوق : معلوم اثر عالم نیست (مکشوفیت معلوم پس از مذکوریت و خلق شدن آن) - معلوم اثر عالم است، مکشوفیت معلوم فارغ از تحققش (علم بلا معلوم) د. علم بلا معلوم آیت علم خداست ه. عالم بودن در این حالت به دو معناست : اشراف بر معلومات در حالت لا مذکوریت آنان = بلدم، می دانم. / تقدیر کردن = تصمیم گرفتن (نمی دانم یعنی هنوز تصمیم نگرفته ام) و. خداوند همیشه و هرگاه همه چیز را می داند چه آنچه را که می خواهد و چه آنچه را که نمی خواهد اما مشیت دوم (بدا) بدون آنکه برای خداوند گذشت زمان را به دنبال آورد خود درر بند زمان است و قطعا قبل از مشیت دوم هیچ رد پایی از آن در هیچ طوری از اطوار نبوده است.
انواع دعا
دعای مضطر
لا آداب له
دعای غیر مضطر
دعای ماثور
دعای ماذونه
دعای غیر ماذونه
دعای غیر ماثور
شرایط استجابت دعای غیر مضطر
دعای مضمونه
شبهات دعا
چرا خداوند دعای مومن را اجابت نمی کند در حالی که دعای کافر را اجابت می کند؟ (با توجه به آیه ادعونی استجب لکم)
اجابت دعای مضطر در گرو کفر و ایمان نیست. کافر غیر مضطر دعا نمی کند (سالبه به انتفا موضوع) اگر در دعای مومن، خداوند متعال عین خواسته او را عطا نکند : کفاره گناه اوست / در دعا خالص نبوده و امید به غیر خدا بسته / خداوند متعال با عطای معرفت او را خشنود و راضی از اجابت خود می کند، به طوری که خواسته او آنی می شود که خدا به او عطا کرده است.
اجابت نکردن دعا در موارد فراوانی سبب بی دینی و انکار خدا گشته است، حکمت این اجابت نکردن چیست؟
خدا به بندگان مهربان است و با اجابت نکردن بنده ای را به سمت کفر مساعدت نمی کند. بلکه با اجابت نکردن به بنده ای که خود نمی خواهد به خدا ایمانی مستحکم داشته باشد، بهانه ای می دهد تا کفر باطنیش را آشکار کند و البته همچنان به او فرصت می دهد، تا به درگاه او با اصرار در دعا و تداوم در بندگی بازگردد. (تبیین درجات نفاق)
اصرار در دعا چه نقشی در اجابت آن دارد؟ آیا با اصرار دل خداوند نرم می شود؟
اصرار در درخواست از مخلوقات سبب متاثر شدن مدعو (به هر شکلی) می شود. اما در خداوند متعال با وجود عدم تاثر جنابش، اصرار و الحاح تاثیر گذار است و آنچه در مخلوقین دیده می شود آیت اصرار و الحاح در دعای به پیشگاه پروردگار است (توضیح مفصل در باب تاثیر گذاری اصرار در دعا، تداوم مناجات با خدا، امید بی پایان داشتن به خدا در همه حال، لذت معرفت خدا که از خود عطیه بالاتر است).
چرا خداوند دعای معصومین را گاهی اجابت نمی کند؟ در این صورت آیا آنان حجتهای راستین الهی هستند؟
تذکر به دو مقام عبودیت و حجت الهی معصومین (ع) که در هر دو در بالاترین مرتبه کمال هستند
چرا در برخی از نصوص دینی اعطای برخی از نعمتها، منحصرا منوط به دعا گشته است؟ آیا خداوند محتاج به دعا است؟
تنها عالمی که خداوند متعال، درجات بالای معرفت خود را از طریق فقر و ناداری عطا می کند، دار دنیاست لذا برای کسب این معرفت باب دعا تا درجات نامتناهی آن بازگشته است. ب. روایت امام صادق در علت نزول ارواح به دنیا
آیا خداوند متعال متاثر از دعای ماست؟
تباین و عدم شباهت بین خالق و مخلوق سبب می شود که خداوند متعال بدون اینکه متاثر شود، به دعای ما تقدیر را تغییر دهد
جایگاه دعا در بندگی
گشودن باب بداء
تعریف دقیق بداء در مقابل استعمال رایج بداء
بداء، مشیت، رای، نظر، قول، توجه، خیزش (حرکت) از آنجا که کنه بدا همان مشیت است، چه مشیتی که مبتنی بر محو مشیت قبلی است و چه مشیتی که ابدایی است هر دو بدا هستند
آیات و روایات بداء
یوسف 35 ابراهیم 27 رعد 39 روم 4
فبدا لله ان یخلق الخلق... الحمد لله الذی یفعل ما یشا... روایات ذیل آیات فوق
آثار بداء در زندگی مومنان
از بزرگترین آثار باور و وجدان بدای الهی در زندگی مومنان آنست که مومن متذکر می شودکه در تعامل با دیگر انسانها بلکه مخلوقات تصلب رای نداشته باشد و به فراخور حالات دیگران نسبت به اعمالشان تصمیمات خود را تغییر دهد، چنانکه مثلا در خطاها به عذرخواهی بسنده کند بلکه به پشیمانی ظاهری بسنده نماید.
شان یا موقعیت بداء در عبادات
ما عبد الله بشی مثل البدا، ما عظم الله بشی مثل البدا. / تشریح بدا در شریعت حضرت سید المرسلین بر خلاف سایر شرایع / باز شدن بزرگترین باب بندگی و معرفت خدا با بدا / افضل الاعمال انتظار فرج من الله/
حکمتهای بداء
بدا در مخلوقات از روی جهل و عجز و پشیمانی است که این سه در خدا راه ندارند
بدای خداوند متعال نه از روی جهل و نه عجز و پشیمانی است، بلکه از سر لطف برای باز کردن باب عبودیت برای انسانها، اولا و نیز برای ایجاد معرفت به سلطنت و قدرت و نفوذ مشیت الهی در اینکه انه علی کل شی قدیر یا امن یجیب المضطر اذا دعاه ... و سوم رد شبهه شیطان برای آدمیان در دست بستگی خدا که بهانه دورشدن انسانها از خداست
آثار بداء در زندگی مومنان
از بزرگترین آثار باور و وجدان بدای الهی در زندگی مومنان آنست که مومن متذکر می شودکه در تعامل با دیگر انسانها بلکه مخلوقات تصلب رای نداشته باشد و به فراخور حالات دیگران نسبت به اعمالشان تصمیمات خود را تغییر دهد، چنانکه مثلا در خطاها به عذرخواهی بسنده کند بلکه به پشیمانی ظاهری بسنده نماید.
گشودن باب تردد
معنای تردد
لغت
روایت
تفاوت تردد و بداء
شبهات تردد
منشا تردد چیست؟ جهل یا عجز یا پشیمانی؟
نسبت تردد با تردید
انواع تردد
حدیث تردد
برخی مصادیق تردد در روایات
قبض روح
عذاب دنیایی نکردن
مشترکات دعا و بدا: تغییر مشیت الهی افتراقات دعا و بدا: هر دعایی ملتزم طلب یک بداست ولی هر بدایی بر آمده از دعا نیست. تردد، نوع خاصی از بداست.
نسبت مشیت خداوند متعال با مشیت انسانها در اعمال
مشیت عزم
بیان رضا و سخط به واسطه انبیا و کتب و عقل
مشیت حتم
آن مشیت ربوبی که متباین بالذات با مشیت مخلوقات است و جز به آن هیچ چیز ( اعم از افعال خدا یا افعال غیر خدا) رخ نمی دهد
مشیت حتم در افعال خدا که همراه با فاعلیت خدا می شود
مشیت حتم در افعال عباد که از آن تعبیر به مشیت اختیار شده و از فاعلیت خدا تهی است
توفیق
خذلان
4.7. سرگذشت تکون افعال
الف : فعل خدا
یک : ابداع مشیت نوری ( = علم اطلاقی ذاتی = علم بلامعلوم)
دو : خلق مشیت مایی ( انشا صورت کلی علم = ذکر اول مخلوق)
سه : خلق اراده ( انشا صورت جزیی علم = ذکر دوم مخلوق)
پاسخ چه می شود
چهار : خلق تقدیر ( لوح محفوظ = لوح محو و اثبات)
پاسخِ چگونه می شود
پنج : قضا (تنفیذ مراحل قبل در لیله القدر)
شش : امضا ( تحقق واقعیت در عالم کون)
ب : فعل انسان
یک : مشیت ( انشا صورت کلی علم = ذکر اول فعل)
دو : اراده ( انشا صورت جزیی علم = ذکر دوم فعل)
پاسخِ چه می کنم
سه : تقدیر ( تفصیل شی)
پاسخِ چگونه می کنم
چهار : قضا (حکم نفس به انجام فعل)
پنج : امضا ( تحقق فعل در عالم کون)
نکات جنبی
معمولا مشیت و اراده در یک مرحله انجام می شود
معمولا قضا و امضا در یک مرحله انجام می شود
مراحل فوق مربوط به فعلی است که در زمین و آسمان به عنوان یک واقعیت دیده می شود
هر یک از مراحل چهارگانه اول، خود یک فعل نفسی - بدنی جوانحی هستند
این مراحل چهارگانه فعل بسیطند و خود دارای مقدمات پنج گانه نیستند
آرزوها افعالی هستند که در مراحل اول یا دوم یا سوم متوقف شده اند
مرحله پنجم : یک فعل نفسی - بدنی جوارحی است
انسان تا در عالم دنیا است، فعل غیر نفسی بدنی ندارد افعال نفسی محض، منحصرا متعلق به عالم ملکوت یا عالم ارواح است
در کنار افعال نفسی بدنی، افعال بدنی صرف هم داریم
نسبت فعل خدا و فعل انسان به هم با عنایت به مراحل ذکر شده
5. جلسات
5.1. جلسه سه شنبه
5.2. سه دو شنبه